یک خرمشهر و دو مصطفی
عباس مدحجیبه گزارش اینجاخبر عباس مدحجی در یادداشتی نوشت:
فارغ از آنچه که بوده و این چیزی که امروز به ارث رسیده، اکنونِ مدیریت شهری خرمشهر حاصل تصمیمات دو مصطفی ست. یکی مطور زاده، نماینده ملت در قوه مقننه و دیگری خانزادی نماینده دولت در قوه ی مجریه. از عمر مدیریتی و نظارتی اولی حدودا یکسال باقی مانده و و همین مقدار هم از عمر زعامت دومی گذشته است. با این وجه اشتراک که ظاهرا مهلت زیادی برای ادامه مدیریت خود ندارند. یکی نسل اندر نسل بومی و دیگری به همین شدت و حدت غیربومی. اما نقطه ثقل این مقارنه کجاست؟ آنجا که خرمشهر نقطه تلاقی مدیریت همزمان بومی و غیر بومی ست و نگاهی به عملکرد هردو به گمان خوب نشان دهد که ملاک بیش و پیش از زیست بوم، شایستگی، توانایی و البته جسارت است.

البته که هرچیزی که امروز در خرمشهر در حال تجربه کردن آنیم فقط حاصل مدیریت کنون نیست و محصول گذر چندین سال و آزمون و خطای چندین مدیر ریز و درشت است اما اگر فقط به عمر مدیریتی این دو مصطفی دقیق شویم چه؟ نماینده عالی دولت که از پایتخت منصوب میشود و نظر مردم در آن نقشی ندارد در کنار نماینده عالی ملت که اگرچه با نظر مردم انتخاب میشود اما در حال حاضر نظر کمتر از ده درصد مردم را با خود همراه کرد.
بدون شک قضاوت و آنالیز عملکرد بدون بررسی آمار و نمودارها و اعداد و ارقام، قضاوت درست و منصفانه ای نخواهد بود اما اگر به متغیرهای معیشتی منطقه و رضایت مردم دقت شود آیا بازهم نمیتوان به گوشه ای از ماحصل مدیریت این دومصطفی نگاهی انداخت؟ مدیرعامل سازمان منطقه آزاد اروند بعنوان نماینده عالی دولت در مناطق آزاد و نماینده مجلس بعنوان شخصیت قانون گذار و ناظر در خرمشهر تا چه حد توانستند با استفاده از ظرفیت ها و اختیارتشان منطقه را متحول کنند؟ یحتمل کلمه “تحول” برای این دو بزرگوار زیادی بزرگ باشد و کوشش میشود حتی تغییرات ریز را هم در نظر گرفت.
فاکتورهایی مثل اشتغال، امتیازات اقتصادی ویژه مناطق آزاد و مرزی، تسهیلات اقتصادی، عمران شهر و روستا، پایداری شبکه های توزیع برق و آب و حتی سوخت، استفاده از قدرت کارت شهروندی منطقه آزاد، تحول در گردشگری یا حتی کشاورزی، رونق بازارها، کیفی تر کردن سیستم اداری، زیباسازی شهری، حل گره های ترافیکی، تکوین سیستم بازیافت پسماند، بهبود وضعیت درمان یا آموزش و چندین مورد دیگر، کدامشان حتی برای درصد کمی بهبود پیداکرده اند؟ حتی اگر بخواهیم عینک بدبینی را کنار گذشته و بسیار سرخوشانه به این دستاوردها دقت کنیم.
هم میتوان جنگ و وضعیت کلی کشور را دلیل کرد برای سکون و عدم تحول و هم میتوان درگیر شعارشان شد و “جنگ هم مارا متوقف نکرد” را باور کرد و یک مقایسه کوتاه کرد حتی بین طرف عراقی و طرف ایرانی پایانه شلمچه. میشود هم پای صحبتهای مردم نشست و احتمالا شنید که هیچکدام از مصطفی ها چندان که باید به دردشان نخورده اند و یا به تحلیل و نقد مسولان شهری و مطلعان وقعی نهاد تا میزان تلاش صورت گرفته در هردو شخصیت برای آبادی اصولی و پایدار منطقه را رصد کرد. به هر ترتیب سرنوشت مصوبات مجلس برای خرمشهر و اجرای آنها توسط دولت، امروز در دست این دوست، اگرچه نقش فرماندار ویژه شهرستان خرمشهر در غیاب ماده ۶۵ قانون احکام دائمی برنامه توسعه کشور هنوز قابل توجه و اعتناست. باور کنید رضایت مندی مردمی به مظلومیت این خطه که با یک آسفالت و سطل زباله و شبکه آب و فاضلاب پایدار و امثالهم تامین میشود، کار چندان سختی نیست.
